الوقت- اظهارات جدید سفیر پرحاشیه آمریکا در سرزمینهای اشغالی موجی از واکنشهای تند و خشمآلود را در جهان عرب در پی داشته است. مایک هاکبی در گفتگو با تاکر کارلسون، روزنامهنگار آمریکایی درباره مفهوم «اسرائیل بزرگ» با اشاره به آیات سفر پیدایش ۱۵ که از محدوده «از نیل تا فرات» سخن میگوید، اظهارات جنجالی را مطرح کرد. هاکبی مدعی شد که رژیم صهیونیستی حق دارد بر اساس کتاب مقدس، تمام سرزمینهای بین رودخانههای نیل تا فرات را بگیرد.
هاکبی در پاسخ به این سوال که آیا این امر به اسرائیل «حقی الهی» بر سرزمینهایی شامل اردن، سوریه، لبنان و بخشهایی از عربستان سعودی و عراق را میدهد، گفت:«خوب میشد اگر اسرائیل همه آنها را در اختیار میگرفت». هاکبی گفت:«این قطعه از زمینی که درباره آن صحبت میکنیم یعنی اسرائیل سرزمینی است که خدا از طریق ابراهیم به مردمی که انتخابشان کرد بخشید».
این اظهارات هاکابی خیلی سریع در رسانههای منطقه مانند بمب ترکید. موجی از محکومیتها فوراً شکل گرفت و به ترند شبکههای اجتماعی در میان کاربران عرب تبدیل شد. 14 کشور اسلامی و عربی با صدور بیانیهای مشترک تاکید کردند: اظهارات سفیر آمریکا که در آن به پذیرش سلطه تل آویو بر اراضی متعلق به کشورهای عربی، از جمله کرانه باختری اشاره شده را محکوم میکنیم. این اظهارات خطرناک، نقض آشکار حقوق بینالملل و تهدیدی جدی برای امنیت و ثبات منطقه است. در این بیانیه آمده است:«بار دیگر تأکید میکنیم که هیچگونه حاکمیتی برای اسرائیل بر سرزمینهای اشغالی فلسطین یا هر یک از اراضی اشغالی کشورهای عربی وجود ندارد و ما قاطعانه مخالف هرگونه تلاش برای الحاق کرانه باختری یا جداسازی آن از نوار غزه هستیم».
جنبش حماس در واکنش به اظهارات سفیر آمریکا گفت:حمایت سفیر آمریکا از گسترش جغرافیایی رژیم صهیونیستی و اشغال اراضی عربی و اسلامی، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی عربی و اسلامی و زنگ خطری است که تأکید میکند پروژه صهیونیسم تنها فلسطین را هدف قرار نداده، بلکه جغرافیا، هویت و ثبات منطقه را تهدید میکند.
جنبش جهاد اسلامی نیز تاکید کرد که مواضع هاکبی ترجمان آشکار سیاست جانبدارانه واشینگتن در حمایت از پروژههای الحاق و یهودیسازی است که با قوانین بینالمللی در تضاد بوده و حاکمیت کشورهای منطقه و حقوق ملتها را نقض میکند.
از سوی دیگر، برخی مقامات سابق آمریکا نیز به این اظهارات جنجالی واکنش نشان دادند و لارنس سلین، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا در این باره گفت:«سفارت آمریکا در قدس تحت مدیریت مایک هاكابی نه به نمایندگی از مردم آمریکا بلکه به نمایندگی از دولت اسرائیل عمل میکند».
زمانبندی اظهارات سفیر آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است، به ویژه در شرایطی که منطقه با تنشهای فزاینده و احتمال درگیریهای گستردهتر مواجه است. برخی ناظران این سخنان را در پیوند با مواضع اخیر چهرههای صهیونیستی ارزیابی کردند، از جمله اظهارات نفتالی بنت، نخست وزیر سابق این رژیم که گفته بود «جهان اسرائیل را دوست نخواهد داشت و باید دشمنانش از آن بترسند»، یا سخنان اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی درباره طرحهایی که مسیر خاورمیانه را تغییر خواهد داد.
این اظهارات هاکبی درحالی مطرح میشود که کابینه افراطی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در ماههای اخیر تحقق سناریوی «اسرائیل بزرگ» را در دستورکار خود قرار داده است. هدف از این سیاست، اشغال بخشهایی از سرزمینهای اسلامی و گسترش محدوده توسعهطلبی صهیونیستها است و در دو سال گذشته نیز مقدمات این پروژه تا حدودی کلید خورده است.
در حال حاضر، رژیم صهیونیستی از جنگ غزه بهرهبرداری کرده و توانسته بخشهای گستردهای از این باریکه را تحت کنترل خود درآورد، بیآنکه تمایلی به عقبنشینی نشان دهد. وزرای تندرو تلآویو که دنبال اشغال کامل غزه هستند تلاش دارند با این اقدام هم بر وسعت سرزمینهای اشغالی بیفزایند و هم امنیت شهرکنشینان را تضمین کنند. همزمان، کابینه نتانیاهو با تصویب طرحی تازه در کرانه باختری، سیاست اشغال این منطقه را دنبال میکند تا با شهرکسازی و تصرف سرزمین فلسطینیان، آنها را از مناطق اشغالی بیرون کرده و پایههای دولت تمام یهود را بنیانگذاری کند.
رژیم صهیونیستی در لبنان نیز بخشهایی را تحت اشغال خود درآورده و قصد دارد طرحهای جاهطلبانه خود را در این مناطق اجرایی کند. به همین منظور، پروژه ساخت شهرکها در جنوب لبنان مطرح شده است. آنا سلوتسکین، از رهبران سازمان صهیونیستی «عوری هتسفون»، در این باره گفت:«برخی تلاش ما را توهم میدانند اما ما تأکید میکنیم که شهرکسازی در جنوب لبنان که بخشی از سرزمین اسرائیل و واقع در الجلیل شمالی است، در راه است. ما خیالپرداز نیستیم و با مسئولان در ارتباط نزدیک هستیم».
در سوریه نیز صهیونیستها از فرصت بیثباتی پس از ظهور گروههای تروریستی بهرهبرداری کرده و مناطق جدیدی را به اشغال خود درآوردند. همه این اقدامات با هدف تحقق طرحهای «خاورمیانه بزرگ» و «اسرائیل بزرگ» انجام میشود، پروژهای که اکنون با حمایت دولت دونالد ترامپ جنبه صهیونیستی-آمریکایی یافته است. در واقع اظهارات هاکبی نشان دهنده یک گرایش ایدئولوژیک آشکار است که فراتر از سیاست سنتی، به سوی رویکردی دینی و اعتقادی پیش رفته است. از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی، آمریکا همواره یکی از اصلیترین حامیان امنیتی و سیاسی این رژیم بوده و و این حمایتها از کمکهای نظامی گسترده تا پشتیبانی دیپلماتیک در مجامع بینالمللی را شامل میشود. در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این سیاست با شتاب بیشتری دنبال شد و از بهرسمیت شناختن بیتالمقدس بهعنوان پایتخت اسرائیل تا ارائه طرح «معامله قرن». اکنون نیز واشینگتن با پشتیبانی از پروژههای جاهطلبانه صهیونیستها، نقش خود را در تحکیم مواضع تلآویو و دفاع از منافع آن به شکل بیسابقهای دنبال میکند.
از اینرو، این نوع حمایتهای قاطع واشینگتن از رژیم صهیونیستی، در واقع چراغ سبزی برای افراطیهای تلآویو است تا بدون محدودیت، برنامههای توسعهطلبانه و اشغالگرانه خود را اجرایی کنند.
حمایت واشینگتن از اشغالگری همزمان با ادعای صلح
اظهارات سفیر آمریکا فوراً تناقضی آشکار میان مواضع اعلامی و سیاستهای اعمالی کاخ سفید را نمایان کرد. کشورهای اسلامی و عربی تأکید کردند:«اظهارات سفیر آمریکا با دیدگاهی که ترامپ مطرح کرده و با طرح جامع پایان دادن به درگیری در غزه تناقض دارد». ترامپ بارها تأکید کرده که هیچ رئیسجمهوری در تاریخ آمریکا به اندازه او از تلآویو حمایت نکرده است. بنابراین، حمایت آشکار از سران صهیونیست برای تحقق پروژه «نیل تا فرات» نشان میدهد که شورای صلح در عمل بخشی از پروژه تثبیت حاکمیت این رژیم بر سرزمینهای فلسطین است.
این شورا که ظاهراً برای برقراری صلح میان صهیونیستها و فلسطینیان تشکیل شده، در واقع وسیلهای برای مشروعیت دادن به اشغالگری تلآویو است و نه ابزاری واقعی برای پایان دادن به درگیریها.
ترامپ اخیراً نیز با تصمیم جدید تلآویو برای الحاق کرانه باختری مخالفت کرده و در ظاهر سعی دارد خود را حامی کاهش تنشها در سرزمینهای اشغالی نشان دهد. با این حال، اگر اظهارات هاکبی بازتاب دهنده سیاستهای واقعی کاخ سفید باشد، این امر نشان میدهد دولت ترامپ در پشت پرده برخلاف مواضع اعلانی خود عمل میکند. بنابراین، چراغ سبز واشنگتن به توسعه ارضی اسرائیل، روندهای صلح در غزه و کرانه باختری را با خطر جدی مواجه خواهد کرد و بیاعتمادی را تشدید میکند. بنابراین، حمایت آمریکا از اشغالگری تلآویو، مانع از هرگونه روند واقعی صلح میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی میشود و روند مذاکرات صلح را به نوعی بیاثر میکند.
با توجه به این سیاستها، گسترش شهرکسازی، اشغال مناطق فلسطینی و طرحهای توسعهطلبانه در لبنان، سوریه و کرانه باختری، بیش از هر چیز نشان دهنده تمایل آمریکا برای تثبیت هژمونی تلآویو در خاورمیانه است. از منظر منطقهای، چنین سیگنالهایی تهدید جدی برای امنیت، ثبات و آینده صلح در منطقه خواهد بود و کشورهای عربی که در سالهای اخیر تلاش کردهاند از طریق عادی سازی روابط با تلآویو، تنشها را مدیریت کنند با فشار افکارعمومی خود روبهرو خواهند شد. از اینرو، توسعهطلبی سرزمینی میتواند دولتهای عربی را در موقعیت دشواری قرار دهد و روندهای دیپلماتیک واشینگتن برای همگرایی عبری-عربی را معکوس کند.
