الوقت - رضا گرمابدری (روزنامه نگار بین الملل): چند روزی است که آمریکاییها با بهانههای مختلف در منطقه خلیج فارس و سواحل ایران دست به تجاوز و آتش افروزی میزنند. در این باره 3 نکته قابل توجه است:
1- انهدام و فرسایش تدریجی: ترامپ بارها به دروغ و برای عوام فریبی در جامعه آمریکایی که با وجود دور بودن از میدان جنگ با احساس پیامدهای آن به تدریج نگران شده است، ادعا کرده که بنیه دفاعی و نظامی ایران را از بین برده، حال آن که دقیقا از همین نقطه ضربات سنگین و خسارت باری دریافت میکند. از این رو به نظر میرسد که ترامپ در نظر دارد با تهاجمات نظامی مقطعی و در زیر آستانه به شکل فرسایشی و تدریجی تواناییها و تجهیزات نظامی ایران را در سواحل و مناطق اطراف آن و حتی دورتر منهدم کند تا در مرحله بعد در صورت نیاز به تداوم منازعه نظامی برای عملیات گستردهتر زمینه از پیش فراهم شده باشد. از این رو به نظر میرسد ترمیم و تقویت آن چه در درگیری آسیب دیده و یا نابود شده، باید در دستور کار فوری قرار گیرد تا ضمن حفظ اقتدار موجود، فراهم شدن زمینه پیش گفته نیز کاملا از بین برود.
2- نابودی کم شدت زیرساختها: حمله آمریکا به لنج حامل کالاهای اساسی، بخشهای صنعتی کوچک، منابع آب آشامیدنی و در مناطق سواحل جنوبی حاکی از آن است که آمریکا قصد دارد آهسته، گام به گام و نامحسوس منابع کوچک اما موثر در زندگی روزمره مردم این منطقه را از مدار فعالیت و تولید و تامین خارج کند تا اندک اندک مردم تحت فشار قرار گیرند و به عنوان حلقه مهم و رابط موثر در این زنجیره، فشار را به دولت منتقل سازند. جبران سریع این آسیبها آن گونه که در قضیه منبع آب منطقه بمانی انجام شد و نیز تهاجم معادل و مشابه به مبدایی که حمله از آن جا انجام گرفت، تا حدودی میتواند موازنه بازدارندگی در این مسئله را به همراه داشته باشد.
3- امتیازگیری از طریق فشار: پس از حمله آمریکا به برخی مناطق ساحلی ایران در جنوب در چند شب گذشته، وال استریت ژورنال از قول پنتاگون اعلام کرد حملات به منظور گرفتن امتیاز از ایران در مذاکرات انجام شده است. این اعلام رسمی که دور از واقعیت نیست، اشاره تلویحی به این دارد که مذاکره کنندگان ایرانی تاکنون بر مواضع درستی ایستادهاند و با اصرار بر آن طرف آمریکایی در عبور از سد محکم آنان ناکام مانده و برای عبور از این سد به راهکار نظامی متوسل شد، ولی از آن هم طرفی نبسته است، در این حالت برای تنبیه طرف آمریکایی لازم است مذاکره کننده ایرانی شرایط مذاکره را سختتر کند تا آمریکاییها متوجه ناکارآمد و مضر بودن راهکار نظامی شوند و آن را از گزینههای مرتبط با مذاکره حذف کنند. در این میان رفت و برگشت عملیات نظامی این چند روز برای ایران آورده ارزشمندی داشت، به این شرح: ترامپ پیش از این عملیاتها ابتدا سعی کرد با تهدید که بعدا با لفاظی برخی نزدیکانش و حتی رسانهها و مقامات صهیونیست هم همراه بود، ایران را مرعوب سازد و در نهایت زمانی که ایران به این تهدیدات اهمیت نمیداد، با عملی کردن آنها بدنبال القا و ارائه تهدید معتبر بود تا با ابزار و اهرم سازی از آن در بزنگاهها آن را بکار بگیرد و تا حدی وجهه آسیب دیدهاش در افکار جهانی را اصلاح کند. در مقابل نیروهای ایرانی نیز که در طرف مقابل تهدید وی را با تهدید پاسخ میدادند و پس از انجام عملیات نظامی آمریکا واکنش قدرتمند نشان میدادند، به ترامپ فهماندند که اگر تو بدنبال راه اندازی بازی تهدید معتبر هستی، طرف ایرانی با واکنش کوبنده و گسترده و با به نمایش درآوردن پاسخ معتبر در راستای تهدید معتبرتر برگ بازی تهدید معتبر تو را می سوزاند. اگر همه خواسته ذهنی ترامپ از این عملیات گاه و بیگاه آن چه باشد که اشاره شد، تهدید معتبرتر ایران برای درهم شکستن آن کفایت میکند، الا این که ترامپ قصد داشته باشد، از آن در راستای مقوله پیچیده تری استفاده کند که لازم است جداگانه به آن پرداخت.
