الوقت- در تحولی مهم در جغرافیای پرتنش و جنگی منطقه، طی ساعات گذشته آتش زیر خاکستر یمن بار دیگر زبانه کشید و عملاً وضعیت «نه صلح و نه جنگ» حاکم بر فضای روابط صنعا و ریاض طی سالهای اخیر را پایان داد.
جرقه ماجرا بمباران فرودگاه صنعا به دست دولت وابسته به ریاض در عدن بود که در واکنش به شروع مجدد پروازها از این فرودگاه و اراده دولت انصارالله برای شکستن حصار شیشهای محاصره آمریکایی- سعودی صورت گرفت. وضعیتی که برخلاف واقعیات جدید جاری در یمن و منطقه و معادله قدرتی که انصارالله به عنوان یک قدرت جدید منطقهای شکل داده است به عنوان میراث شوم دوره تجاوز سعودی- اماراتی با حمایت آمریکا همچنان به صورت تحمیلی غیرقانونی بر ملت مظلوم یمن برقرار مانده بود و بالاخره پروازی که هفته گذشته برای حضور برخی مقامات و چهرهها در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید از این فرودگاه صورت گرفت، تلنگری شد تا انصارالله مطالبه عمومی ملت برای رفع محاصره بویژه محاصره هوایی یمن را اجابت کند.
انصارالله، تصمیمی قاطع برای شکستن محاصره خفهکننده گرفته است، تصمیمی که ناشی از درک عمیق این موضوع است که کرامت مردم یمن نمیتواند گروگان اراده ریاض یا واشنگتن باقی بماند. اظهارات مقامات یمنی حاوی این پیام است که دوران «تسلیم» برای همیشه به پایان رسیده است و فرودگاه اکنون باز است.
با این حال با بمباران فرودگاه به بهانه واهی ارسال تسلیحات از ایران به یمن، که واضح است با دستور عربستان سعودی و چراغ سبز واشنگتن صورت پذیرفت، سعودیها عملاً توافق آتشبسی که با صنعا داشتند را زیر پا گذاشتند و مجوز قانونی و اخلاقی لازم را برای دوره جدیدی از فشارهای نظامی یمن بر ریاض را صادر کردند. این رویداد علاوه بر تغییر ریل مناسبات شبه جزیره، در شرایط کنونی منطقه میتواند حاوی پیامدهای بسیار جدی در تقویت قدرت بازدارندگی و تنبیهی محور مقاومت باشد.
انصارالله؛ از شکستن محاصره تا فرصت اخراج ریاض از یمن
اقدام ناشیانه عربستان در بمباران فرودگاه صنعا عملاً فرصتی طلایی را در اختیار انصارالله قرار داده تا خود را از قید و بندهای آتش بس پرهزینهای که با ادامه محاصره سایه جنگ اقتصادی را همچنان بر سر یمن حفظ کرده بود رها شود. انصارالله در دوره چند ساله اتشبس با ریاض تحولات مهمی را در تقویت توان بازدارندگی، تثبیت نقش آفرینی منطقهای، اثبات تسلط بر تنگه باب المندب و تقویت پایههای منطقهای و بین المللی مشروعیت خود از سرگذارند.
این تحولات که با رویارویی نظامی مستقیم با اسرائیل به عنوان قدرت منطقهای و آمریکا به عنوان ابرقدرت نظم بینالمللی همراه بود دریچه تازهای توان و قدرت نظامی- دفاعی و تهاجمی و تکنولوژیکی یمن را به جهانیان نشان داد. انصارالله پس از طوفان الاقصی و در چارچوب معادله «وحدت ساحات» محور مقاومت علیه تجاوز جنایتکارانه رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا به غزه علیه سرزمینهای اشغالی اعلام جنگ کرد و در این دوره 3 ساله توانست علاوه بر اعمال محاصره دریایی علیه صهیونیستها، بارها موشکها و پهپادهایش را از سامانههای متعدد و پیشرفته پدافند هوایی عبور داده و هزینه های سنگین انسانی و اقتصادی را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کند.
در این جنگ توان موشکی انصارالله با رونمایی از موشکهای هایپرسونیک دچار جهش قابل ملاحظهای شد و همین توان موشکی و پهپادی توانست صنعا را در جنگ دیگری علیه ائتلاف دریایی غربی که توسط آمریکا برای شکست محاصره دریایی رژیم در دریای سرخ تشکیل شده بود پیروز گرداند. آمریکا در این رویارویی ناکام از شکستن محاصره مجبور به پذیرش توافق عدم تجاوز برای صیانت از کشتیهای تجاری و نظامی خود شد.
در این دوره علی رغم اینکه انصارالله فرصت مهمی برای ایجاد موازنه تهدید علیه خطوط کشتیرانی عربستان سعودی داشت تا با گروکشی موجبات شکستن محاصره دریایی و هوایی خود را فراهم کند اما به دلیل متهم نشدن به نقض توافق و همچنین به دلیل ملاحظات روابط میان تهران و ریاض که در توافقنامه پکن وجود داشت از این فرصت مغتنم چشمپوشی کرد.
این وضعیت اما موجب شد تا انصارالله به عنوان یک قدرت منطقهای نوظهور به منصه ظهور برسد.
در حوزه مدیریت داخلی نیز انصارالله علی رغم محاصره و تحریمهای گسترده غرب در مدیریت اقتصادی کارنامه بسیار بهتری نسبت به دولت تحت حمایت عربستان و آمریکا از خود برجای گذاشت به صورتی که در عدن علی رغم درآمدهای فروش نفت مشکلات تورم و ناپایداری نرخ ارز موجبات خشم و اعتراض جنوبیها را در پی داشته است. علاوه بر اینکه به دلیل تشدید رقابت میان عربستان و امارات ثبات سیاسی در جنوب نیز به شدت شکننده و پرتنش دنبال میشود چنانکه در ماجرای حمله نیروهای شورای انتقالی منحل شده تحت امر امارات به حضرموت در دی ماه سال گذشته سعودیها مستقیما با این نیروها درگیر شدند و کابینه توافقی عدن عملاً فروریخت.
با این صورتبندی از وضعیت نظامی، اقتصادی، سیاسی و قدرت منطقهای انصارالله طبیعتاً در روزهای آینده عربستان با یمن متفاوتی از قبل روبه رو خواهد بود و معادله بازدارندگی علاوه بر تهدیدات علیه زیرساختها (فرودگاهها) و تأسیسات نفتی آرامکو (تهدیدی که دلیل تن دادن ریاض به مذاکره و آتشبس شد) اینبار متوجه کل خطوط کشتیرانی تجاری و نفتی سعودیها در دریای سرخ نیز خواهد بود. اقدامی که با توجه به در اختیار گرفتن و بستن کامل تنگه هرمز از سوی ایران، عملاً ریاض را با خفگی اقتصادی مواجه خواهد کرد.
در واقع سعودیها با تحریک صنعا دچار اشتباه فاحشی شدند زیرا در دوره جنگ 40 روزه و شرایط ناپایدار پس از آن ریاض توانسته بود با توجه به برخورداری از بنادر دریای سرخ بخشی مهمی از صادرات نفت خود را از تنگه هرمز به تنگه باب المدنب و دریای سرخ منتقل و تابآوری اقتصادی ایجاد کند. حال اما بسته ماندن تنگه هرمز این فرصت را در اختیار انصارالله قرار داده تا با بستن یا اعمال فشار بر صادرات نفت عربستان از تنگه باب المندب، تاب آوری اقتصادی ریاض را سریعاً در هم بکشند و امتیازاتی به مراتب بیشتری از رفع محاصره مطالبه کند که آن میتواند توافق عدم مداخله و قطع کردن پای ریاض در یمن باشد.
تشدید بمب ژئوپلتیکی؛ باب المندب مکمل هرمز
در چنین شرایطی، بابالمندب دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی در جنوب دریای سرخ نیست، بلکه به ضلع دوم معادله ژئوپلتیکی جدید منطقه تبدیل میشود؛ معادلهای که ضلع نخست آن تنگه هرمز است. اگر هرمز شاهراه اصلی صادرات نفت خلیج فارس به شمار میرود، بابالمندب نیز حلقه اتصال این صادرات به کانال سوئز و بازارهای اروپایی است. از این رو، همزمانی فشار بر این دو گلوگاه، معادلهای کمسابقه را در برابر آمریکا و متحدانش ایجاد خواهد کرد؛ معادلهای که هزینههای اقتصادی هرگونه رویارویی با محور مقاومت را به شکل تصاعدی افزایش میدهد.
در چنین سناریویی، انصارالله بدون آنکه مستقیماً توافق عدم تعرض با واشنگتن را نقض کند، میتواند با استناد به اقدام نظامی عربستان، فشار خود را متوجه خطوط کشتیرانی و صادرات نفت ریاض در دریای سرخ کند و بدین ترتیب، اهرم ژئوپلتیکی ایران در هرمز را با اهرم یمن در بابالمندب تکمیل سازد. نتیجه این همافزایی، ایجاد فشار مضاعف بر بازار جهانی انرژی، کاهش ظرفیت مانور آمریکا برای مدیریت قیمت نفت و افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی حمایت واشنگتن از متحدان منطقهای خود خواهد بود؛ وضعیتی که میتواند پیروزی مقاومت در رقابت بر سرآینده نظم امنیتی منطقه را تثبیت کند.
