الوقت- درحالی که lماهها پس از پایان ظاهری جنگ در غزه، وضعیت این باریکه همچنان تفاوت فاحشی با چشمانداز وعده داده شده در توافق شرم الشیخ برای بازسازی، بازگشت زندگی به وضعیت پیش از جنگ و ایجاد رونق اقتصادی دارد، اعلام انحلال حکومت حماس در غزه تحولات سیاسی این منطقه را وارد دوره تاریخی جدیدی کرد. تصمیمی که به نظر میرسد با درجازدگی روند توافق شرم الشیخ ارتباط مستقیم داشته باشد.
دفتر اطلاعرسانی دولت حماس در 15 تیرماه اعلام کرد که نهاد حاکم بر این منطقه را منحل کرده و راه را برای یک کمیته تکنوکرات برای اداره این منطقه هموار میکند. همچنین، معاون رئیس کمیته پیگیری اقدامات دولت و رئیس کمیته اضطراری دولتی در غزه به شکل رسمی استعفانامه خود را ارائه کرد تا انتقال کارهای اداری تسهیل و راه برای یک کمیته تکنوکرات فلسطینی برای اجرای حکومت غیرنظامی هموار شود.
این اقدام که از سوی بسیاری از ناظران به عنوان یک امتیاز سیاسی بزرگ برای توقف جنگ توصیف شد، با این حال، تحولات میدانی نشان داد که این تصمیم نیز نتوانسته ماشین جنگی رژیم صهیونیستی را متوقف کند و حملات به مناطق مسکونی و اردوگاههای آوارگان در خان یونس و رفح همچنان ادامه یافت و در این مدت دهها نفر از فلسطینیان توسط ارتش اشغالگر به شهادت رسیدهاند.
گزارشهای منتشرشده از سوی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری نیز نشان میدهد که بحران انسانی در غزه پس از این تحولات نیز کاهش نیافته و کمبود غذا، دارو و سوخت همچنان یکی از بزرگترین چالشهای ساکنان این منطقه است.
بر اساس طرحهای اعلام شده از سوی شورای به اصطلاح صلح، اداره غزه در دوره انتقالی باید به یک دولت تکنوکرات یا کمیته اجرایی مستقل سپرده شود تا زمینه برای بازسازی، بازگشایی کامل گذرگاه رفح و بازگشت تدریجی زندگی عادی به این باریکه فراهم شود.
در همین ارتباط باسم نعیم، از اعضای دفتر سیاسی حماس درباره این تصمیم جدید تاکید کرده بود:«حماس به دنبال حکومت کردن نیست بلکه اولویت آن حفاظت از مردم فلسطین و پایان دادن به جنگ است و اگر درباره اداره غزه توافق ملی حاصل شود، این جنبش از آن حمایت خواهد کرد».
حازم قاسم، سخنگوی حماس نیز این تصمیم را «گامی مثبت در مسیر اجرای توافق آتشبس» توصیف کرد و گفت این اقدام نشان دهنده انعطاف حماس برای پیشبرد روند سیاسی و بازسازی غزه است.
مقامات حماس در بیانیهها و مواضع رسمی خود تأکید کردند که این جنبش به دنبال حفظ منافع مردم فلسطین است و درباره شیوه اداره غزه انعطاف نشان میدهد اما در عین حال حاضر نیست بر سر اصول ملی فلسطین معامله کند.
کارشکنیهای اسرائیل در مسیر اجرای توافق
با وجود تصمیم حماس برای سپردن اداره غزه به دولت تکنوکرات، مقامات صهیونیستی پس از مطرح شدن ایده کنار رفتن دولت حماس نیز مواضع خود را تغییر ندادند.
گدعون ساعر، وزیر خارجه این رژیم اعلام کرد که انحلال دولت حماس تغییری واقعی ایجاد نمیکند، زیرا تا زمانی که حماس سلاح خود را حفظ کند و قدرت نظامیاش را کنار نگذارد، هر دولت غیرنظامی نیز عملاً زیر نفوذ این جنبش خواهد بود. او تأکید کرد اسرائیل تنها در صورتی این تحول را معنادار میداند که حماس به طور کامل خلع سلاح شود.
کابینه تلآویو اعلام کرد که نه تنها بازگشت حماس به اداره غزه را نمیپذیرد بلکه حتی در شرایط فعلی با واگذاری غزه به تشکیلات خودگردان فلسطین نیز موافق نیست و همچنان به دنبال ایجاد سازوکار جایگزین برای اداره این منطقه است.
رسانههای صهیونیستی هم که همیشه در پی بهانهتراشی هستند، مدعی شدند استعفای مقامات حماس و انحلال کمیته یک اقدام صرفا «نمایشی» است.
با وجود انعطاف حماس، صهیونیستها قصدی برای خروج از غزه ندارند و تلاش میکنند تا جای پای خود را در این باریکه تثبیت کنند.
بر اساس تازهترین گزارشها، ارتش صهیونیستی اکنون حدود ۷۰ درصد غزه را تحت اشغال خود دارد و این مناطق شامل بخشهای وسیعی از شمال و جنوب غزه، محورهای راهبردی و نوارهای امنیتی است که تلآویو قصد دارد آنها را به عنوان منطقه حائل حفظ کند.
این مواضع صهیونیستها نشان میدهد که انحلال دولت حماس برخلاف ادعاهای پیشین تلآویو، پایان مطالبات این رژیم نبود و تنها یکی از شروط اعلامی را از دستورکار خارج کرد.
چرا صهیونیستها احساس پیروزی نکردند
از منظر سیاسی، انحلال دولت غزه را میتوان اقدامی برای اثبات حسن نیت مقاومت در قبال روند صلحی که طرفهای عربی و اسلامی دنبال کردهاند، دانست.
حماس با این تصمیم تلاش کرد نشان دهد که برای رفع نگرانیهای سیاسی درباره اداره آینده غزه انعطاف دارد و آماده است مدیریت اجرایی را به سازوکاری مورد توافق همه گروههای فلسطینی واگذار کند.
این رویکرد با طرحهای اعلام شده درباره تشکیل کمیته اجرایی یا دولت تکنوکرات که در نشست «شرمالشیخ» مطرح شده بود، همخوانی دارد و میتواند زمینه را برای آغاز بازسازی و بازگشایی گذرگاه رفح فراهم کند.
با وجود این، نکته قابل توجه آن است که نه اسرائیل و نه جریانهای مخالف حماس، این تحول را به منزله پیروزی بر مقاومت تفسیر نکردند. دلیل این مسئله آن است که ساختار سیاسی و ساختار نظامی مقاومت دو مقوله متفاوت از هم هستند و انحلال دولت به معنای پایان موجودیت حماس یا از بین رفتن توان سازمانی آن نیست، همانگونه که خود مقامات اسرائیلی نیز بارها تأکید کردهاند که هدف اصلی آنان «خلع سلاح» مقاومت است.
از نگاه تلآویو، تا زمانی که شاخه نظامی حماس، زرادخانه تسلیحاتی و شبکه فرماندهی آن پابرجاست، این جنبش همچنان بازیگر اصلی غزه خواهد بود.
نتانیاهو بارها اعلام کرده که نابودی توان نظامی و حکومتی حماس یکی از اهداف اصلی جنگ است و اسرائیل پیش از تحقق این هدف، عملیات خود را متوقف نخواهد کرد و هرگونه توافق درباره آینده غزه منوط به خلع سلاح کامل حماس و سایر گروههای مسلح فلسطینی است.
مخالفان حماس نیز بر این باورند که واگذاری مدیریت مدنی، به معنای واگذاری قدرت واقعی نیست و حماس میتواند بدون تحمل هزینههای اداره روزمره، همچنان نفوذ سیاسی و امنیتی خود را حفظ کند.
در همین چارچوب، تحلیلگران و رسانههای اسرائیلی اذعان کردهاند که عملیات نظامی طولانی مدت نتوانسته به هدف حذف کامل توان مقاومت دست یابد.
این ارزیابیها نشان میدهد که حتی در داخل سرزمینهای اشغالی نیز انحلال دولت غزه به عنوان نشانه پایان مقاومت تلقی نشده است، زیرا آنچه تلآویو به دنبال آن است، از بین بردن زیرساختهای نظامی مقاومت و تحویل سلاح است نه صرفاً تغییر ساختار اداری.
با توجه به تجربه بدعهدیهای تلآویو در گذشته، انحلال دولت حماس بیش از آنکه به معنای عقبنشینی سیاسی مقاومت باشد، تلاشی برای از میان برداشتن یکی از مهمترین بهانههای اسرائیل و حامیان آن است. اگر تلآویو پیش از این مدعی بود که حضور دولت حماس مانع اجرای توافقهای پس از جنگ است، اکنون این استدلال تا حد زیادی بیاثر شده و نگاهها بیش از گذشته متوجه میزان پایبندی این رژیم به تعهدات خود خواهد بود.
در همین رابطه، یک مقام ارشد حماس هنگام اعلام انحلال حکومت گفت که این جنبش با این اقدام قصد دارد به جهانیان بگوید که هیچ مانعی در مسیر پایان جنگ ایجاد نمیکند و از این پس مسئولیت ورود کمکها و بازسازی و کاهش درد و رنج مردم غزه برعهده طرفهای مسئول و کمیته تکنوکرات خواهد بود.
بنابراین، این اقدام میتواند جایگاه مقاومت را در افکارعمومی جهان تقویت کند. حماس اکنون میتواند استدلال کند که برای اجرای آتشبس، تشکیل دولت تکنوکرات، واگذاری مدیریت اجرایی غزه و فراهم شدن مقدمات بازسازی انعطاف نشان داده اما طرف مقابل همچنان از اجرای کامل تعهدات خود، پایان عملیات نظامی، خروج از غزه و رفع محاصره خودداری میکند.
در چنین شرایطی، اگر روند جنگ ادامه یابد، فشارهای سیاسی و رسانهای بیش از گذشته متوجه رژیم صهیونیستی خواهد شد، زیرا یکی از مهمترین استدلالهای آن درباره ادامه عملیات نظامی در غزه عملاً موضوعیت خود را از دست داده است. بنابراین، هرگونه تلاش برای تحمیل سازوکارهای سیاسی جدید بدون توقف جنگ و پایان اشغالگری، با تردید بیشتری از سوی افکارعمومی و نهادهای بینالمللی مواجه خواهد شد.
«سلاح» خط قرمز مقاومت
با وجود تلاشهای سران تلآویو برای خلع سلاح گروههای فلسطینی، رهبران مقاومت بارها اعلام کردهاند که مسئله سلاح قابل مذاکره نیست و حاضر نیستند تحت فشارهای آمریکا و اسرائیل، مهمترین ابزار بازدارنده خود در برابر دشمن اشغالگر را از دست بدهند.
گردانهای القسام بارها در پیامهای رسمی خود تأکید کرده که مقاومت تا پایان اشغالگری به مبارزه ادامه خواهد داد. خلیل الحیه، از رهبران ارشد حماس نیز در مواضع مختلف اعلام کرده که این جنبش با هر سازوکاری که مورد توافق گروههای فلسطینی باشد و به بازسازی غزه و پایان محاصره منجر شود، مخالفتی ندارد اما هیچ طرفی نمیتواند درباره سلاح مقاومت تصمیم بگیرد، زیرا این سلاح تا زمان پایان اشغالگری، حقی مشروع برای ملت فلسطین محسوب میشود.
سایر گروههای مقاومت از جمله جهاد اسلامی نیز مواضعی مشابه اتخاذ کرده و خلع سلاح را خط قرمز دانستهاند.
از نگاه فلسطینیان، سلاح مقاومت مهمترین مانع در برابر پیشروی اسرائیل در غزه است و اگر این سلاح از بین برود، این رژیم با دست بازتری طرحهای اشغالگرانه خود را دنبال خواهد کرد. به باور آنان، اگر تلآویو تاکنون نتوانسته به همه اهدافش در غزه برسد، دلیل اصلی آن مبارزه مسلحانه و هزینههایی است که رزمندگان مقاومت به ارتش صهیونیستی تحمیل کردهاند.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز آینده غزه را رقم میزند، نه انحلال دولت حماس بلکه اختلاف بر سر پایان اشغالگری و سرنوشت سلاح مقاومت است و تا زمانی که این دو مسئله حل نشود، پایان جنگ و آغاز ثبات در غزه دور از انتظار خواهد بود.
