الوقت_ «جعفر فتحآبادی» کارشناس شبه قاره: تحولات دو سه هفته گذشته بدخشان و برخی درگیریها، نشان از آن دارد که این تنشها فراتر از یک درگیری محلی و زودگذر است، بویژه حضور فعال حزب اسلامی شاخه حکمتیار، ابعاد جدیدی به این منازعه داده است. اظهارات صریح حبیبالرحمن حکمتیار، فرزند رهبر این حزب، و تحلیل برحی کارشناسان، نشاندهنده ورود رسمی و راهبردی این جریان سیاسی-نظامی به معادلات جدید نظم سیاسی طالبان در افغانستان است.
حبیبالرحمن به صراحت، مشروعیتبخشی به مقاومت مسلحانه را به عنوان یک اصل مورد تاکید قرار داده است. در واقع با افزایش تنشها در بدخشان، حبیبالرحمن حکمتیار روز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵، فرصت را فراهم دیده و با واکنش فوری و تند در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، با طرح یک پرسش بنیادین، به صراحت از مخالفان مسلح طالبان حمایت کرده و گفت: «اگر طالبان برای رسیدن به قدرت از راه جنگ برای خود حق قائلاند، دیگران نیز حق دارند برای ایفای نقش در سرنوشت کشور بجنگند.»
او با این استدلال، هرگونه تلاش برای محرومکردن مخالفان از «حق مسلم» مبارزه را مردود دانست و با اشاره به اینکه «هیچ شهروند افغانستان خواهان ناامنی نیست»، ریشه تحولات اخیر را در عملکرد ناکارآمد طالبان دانست و گفت این گروه «راهحل معقول [یعنی گفتگو و مذاکرات بینالافغانی برای تشکیل دولت موقت فراگیر] را نپذیرفت و از انحصار قدرت و تحمیل خواستههای خود نگذشت». نیز با لحنی هشدارآمیز افزود که «دشمنی با هموطنان ممکن است عواقب بدی داشته باشد» و اگر وضعیت وخیمتر شود، «تاریخ، مردم و جهان بار ملامتی را بر دوش طالب میاندازند».
او همچنین پیشبینی کرد که آنچه در بدخشان رخ داده، ممکن است به سرعت در ولایتهای دیگر نیز تکرار شود و طالبان پاسگاهها و راههای اکمالاتی خود را از دست بدهد و با «جنگهای چریکی» گستردهای مواجه شود.
گفتههای حبیبالرحمن حکمتیار، تنها یک واکنش رسانهای نیست، بلکه نشاندهنده بغض فروخفته و نیز انگیزه برای فعالسازی یک ساختار منسجم برای مخالفت جدی با حکومت تمامیتطلب طالبان است. بویژه که نیروهای وابسته به حزب اسلامی جکمتیار پیش از این نیز در بدخشان فعال بودهاند و اساسا قندوز و بدخشان به نوعی مامن این حزب بوده و اساسا جزو احزاب با سابقه افغانستان است.
شواهد میدانی حاکی از آن است که پس از پیوستن گلبدین حکمتیار به حکومت پیشین، نیروهای این حزب در اکثر ولایات از جمله بدخشان، قندوز و تخار، در قالب نیروهای پلیس محلی بکارگیری و تجهیز شدند. این ساختار، بستر مناسبی برای تحرکات فعلی فراهم آورده است.
همسویی حزب اسلامی با جبهههای مخالف طالبان هم یک موضوع جدی است. اظهارات حبیبالرحمن در حالی مطرح میشود که «جبهه آزادی افغانستان» و «جبهه سپاهیان میهن» درگیریهای شدیدی را با طالبان در ولسوالیهای زیباک و یفتل بدخشان داشتهاند. موضعگیری حزب اسلامی در حمایت از «حق» این گروهها برای مبارزه، نوعی پوشش سیاسی و مشروعیتبخشی به این عملیاتها محسوب میشود.
ماهیت حزب اسلامی که در پی ایجاد یک «دولت اسلامی متحد» است، ذاتاً با رویکرد قبیلهگرایانه طالبان در تضاد است. این تضاد، زمینهساز رقابت و درگیری این دو جریان در عرصههای مختلف شده است.
ورود به فاز جدید مقاومت
ناظران و تحلیلگران مسائل افغانستان، بر این موضوع پافشاری دارند که این تحولات نشانهای از یک مرحله جدید است و ناآرامیهای بدخشان را «نشانه اولیه مقاومت فزاینده مردمی» توصیف کرده و ورود یک حزب سازمانیافته و دارای پشتوانه ایدئولوژیک مانند حزب اسلامی به صحنه را فراتر از یک شورش محلی میدانند.
بنابراین این تنشها میتواند به ابعاد سراسری و راهبردی تبدیل شود. همچنین این اقدام میتواند الگویی برای دیگر گروههای مخالف طالبان در سایر نقاط افغانستان باشد.
در مجموع، شواهد موجود به روشنی نشان میدهد که حزب اسلامی به رهبری حکمتیار، با اتخاذ موضعی صریح در حمایت از مبارزه مسلحانه علیه طالبان و با بهرهگیری از ساختار سازمانی خود، به عنوان یک بازیگر کلیدی در تحولات جدید افغانستان ایفای نقش میکند. این ورود، پیچیدگیهای امنیتی و سیاسی پیش روی طالبان را به طرز چشمگیری افزایش داده است.
باید منتظر تحولات و روندهای سیاسی در روزهای آینده ماند و دید که تحلیل فوق تا چه حد با واقعیات میدانی سازگار است و یا اظهارات حبیبالرحمن در رسانهها بزرگنمایی شده است.
