الوقت- حمله موشکی ایران به پایگاه «تیتین» در اردن را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک عملیات تلافیجویانه محدود تحلیل کرد.
اهمیت اصلی این رویداد در تغییر جغرافیای درگیری است یعنی گسترش میدان تقابل از مناطق سنتی رویارویی در خلیج فارس و شرق مدیترانه به نقطهای در مجاورت مرزهای سرزمین های اشغالی و در یکی از مهمترین حلقههای پشتیبانی نظامی آمریکا در منطقه.
بر اساس گزارشهای منتشرشده این حمله در واکنش به حملات اخیر آمریکا علیه مواضع ایران انجام شده و نشان میدهد که تهران تلاش دارد دامنه هزینههای تقابل نظامی را از خاک ایران به شبکه استقرار نیروها و تأسیسات آمریکا در منطقه منتقل کند.
شکستن تابوی جغرافیایی
اهمیت تیتین بیش از آنکه صرفاً به میزان خسارت فیزیکی آن وابسته باشد به موقعیت آن در معماری امنیتی آمریکا بازمیگردد.
این حمله نشان میدهد که در صورت گسترش جنگ عمق عملیاتی آمریکا دیگر الزاماً به پایگاههای واقع در خلیج فارس محدود نخواهد ماند. اردن، عراق، کویت، بحرین و دیگر نقاطی که میزبان زیرساختها یا نیروهای آمریکایی هستند، میتوانند به بخشی از میدان تقابل تبدیل شوند.
تیتین در نقطهای حساس و نزدیک به مرزهای فلسطین اشغالی و عربستان قرار دارد. به همین دلیل انتخاب چنین نقطهای از سوی ایران حامل یک پیام راهبردی است:
اگر عمق ایران هدف قرار گیرد، پاسخ تهران میتواند در عمقی بسیار دورتر از میدان اصلی نبرد و در مجاورت متحدان کلیدی آمریکا و رژیم صهیونسیتی ظاهر شود.
از مدیریت بحران به انتقال هزینه جنگ
یکی از ویژگیهای مهم این تحول تغییر منطق بازدارندگی است.
در الگوی سنتی آمریکا میتوانست در نقاطی از منطقه اقدام نظامی انجام دهد، در حالی که هزینه مستقیم آن عمدتاً در همان میدان باقی میماند. اما اکنون ایران تلاش میکند این محاسبه را تغییر دهد.
هر حمله به ایران میتواند هزینهای برای شبکه منطقهای آمریکا ایجاد کند.
این همان چیزی است که میتوان آن را انتقال هزینه نامید یعنی تهران تلاش میکند هزینه تصمیم نظامی واشنگتن را از یک نقطه مشخص در ایران به مجموعهای از پایگاهها و زیرساختهای آمریکا در سراسر منطقه منتقل کند.
از این منظر حمله به تیتین فقط حمله به یک پایگاه نیست بلکه تلاشی برای تغییر محاسبه هزینه ـ فایده تصمیمگیری در واشنگتن است.
در همین راستا طی هفتههای اخیر انتشار گزارشهای مستقل رسانههای آمریکایی از پنهانکاری پنتاگون درباره میزان خسارات وارده بر پایگاههای این کشور در منطقه و فرپاشی زنجیره زیرساخت نظامی آمریکا در خلیج فارس موج گستردهای از انتقادات را متوجه سیاستهای جنگطلبانه کاخ سفید در ایران و روایت رسمی دولت از روند و نتابج آن کرده است. برای مثال «میلیتاری تایمز» با اذعان به گستردگی خسارت پایگاه پشتیبانی دریایی آمریکا در بحرین، ناکامی واشنگتن در حفاظت از مقر ناوگان پنجم در برابر حمله ایران را «تکاندهنده» توصیف کرده بود. همچنین در نمونه دیگر شبکه «انبیسی» گزارش داده بود که زیرساختهای اطلاعاتی و شناسایی ایالات متحده در خاورمیانه، در نتیجه حملات ایران متحمل خسارتهایی به ارزش میلیاردها دلار شده است.
چرا اردن اهمیت ویژه دارد؟
اردن از نظر جغرافیایی یک کشور حاشیهای در این بحران نیست.
این کشور در نقطه اتصال چند منطقه حساس قرار دارد: رژیم صهیونیستی، کرانه باختری، سوریه، عراق، عربستان و خلیج عقبه.
به همین دلیل حضور نظامی آمریکا در اردن بخشی از شبکهای بزرگتر است که امکان پشتیبانی، آموزش، اطلاعات، جابهجایی نیرو و واکنش سریع را فراهم میکند.
در چنین شرایطی، تبدیل اردن از «عمق پشتیبان» به «عمق آسیبپذیر» میتواند پیامدهای مهمی برای طراحی عملیات آمریکا داشته باشد.
اگر فرماندهان آمریکایی مجبور شوند احتمال حملات موشکی به تأسیسات واقع در اردن را نیز در محاسبات عملیاتی خود وارد کنند، دامنه پیچیدگی جنگ افزایش خواهد یافت.
از جبهههای غیرمستقیم به تقابل مستقیم
تحول دیگر تغییر سطح کنشگری است.
در سالهای گذشته بخش بزرگی از فشار نظامی بر منافع آمریکا در منطقه از طریق بازیگران غیردولتی یا متحدان منطقهای ایران اعمال میشد. اما در این مرحله، ایران آشکارا مسئولیت حملات موشکی را بر عهده میگیرد.
این تغییر ماهیت بحران را دگرگون میکند.
دیگر مسئله صرفاً جنگ میان آمریکا و مجموعهای از بازیگران منطقهای نیست بلکه در حال شکلگیری یک تقابل مستقیم میان دو دولت با قابلیتهای نظامی راهبردی است که میدان آن به چند کشور گسترش یافته است.
در این چارچوب اقدام برای حمله به تیتین به عنوان هدف نظامی مهمتر از خسارت خود پایگاه بوده است.
در جنگهای مدرن همیشه ارزش یک حمله با میزان تخریب فیزیکی سنجیده نمیشود.
گاهی یک عملیات با خسارت محدود میتواند اثر راهبردی بسیار بزرگتری ایجاد کند اگر بتواند طرف مقابل را مجبور کند آرایش نیرو، الگوی استقرار، سطح آمادهباش و محاسبات امنیتی خود را تغییر دهد.
اگر آمریکا پس از این حمله مجبور شود حفاظت از پایگاههای اردن را افزایش دهد، بخشی از نیروها و تجهیزات را جابهجا کند، سامانههای پدافندی بیشتری مستقر کند یا فعالیتهای هوایی و لجستیکی خود را محدودتر کند، حتی بدون اثبات خسارت سنگین به تیتین عملیات میتواند اثر عملیاتی قابل توجهی ایجاد کرده باشد.
پیوند تیتین با جنگ در خلیج فارس
موضوع مهمتر همزمانی این حمله با تشدید درگیریها در خلیج فارس و تنگه هرمز است.
در چنین شرایطی جغرافیای جنگ در حال تبدیل شدن به یک شبکه بههمپیوسته است.
از نگاه تهران، پایگاه آمریکا در اردن، مراکز نظامی آمریکا در عراق، تأسیسات آمریکایی در خلیج فارس و حضور دریایی واشنگتن در منطقه میتوانند اجزای یک معماری واحد تلقی شوند.
در چنین شرایط حمله به یک نقطه میتواند واکنش در نقطهای دیگر ایجاد کند.
این همان چیزی است که جنگ را از یک سلسله عملیات محدود به یک معادله منطقهای چندلایه تبدیل میکند.
مهمترین پیام برای واشنگتن
بر اساس آنچه گفته شد پیام اصلی حمله تیتین الزاماً این نیست که ایران میتواند همه پایگاههای آمریکا را نابود کند بلکه رساندن این پیام است که ایران میتواند تلاش کند هزینه عملیات آمریکا را به سراسر شبکه استقرار نظامی آن منتقل کند.
این مسئله برای آمریکا بسیار مهم است زیرا قدرت نظامی واشنگتن در غرب آسیا تا حد زیادی بر شبکهای از پایگاهها، فرودگاهها، مراکز فرماندهی، تأسیسات لجستیکی و متحدان منطقهای استوار است.
هرچه تعداد نقاط آسیبپذیر بیشتر شود هزینه حفاظت از این شبکه نیز افزایش پیدا میکند.
اردن نیز با یک معادله دشوار روبهرو میشود.
حمله موشکی به تیتین فقط برای آمریکا پیام ندارد برای دولت اردن نیز یک هشدار راهبردی محسوب میشود.
اردن با یک تناقض روبهرو است:
از یک سو همکاری امنیتی با آمریکا برای ساختار دفاعی و امنیتی این کشور اهمیت دارد از سوی دیگر هرچه حضور نظامی آمریکا در خاک اردن پررنگتر شود احتمال تبدیل شدن اردن به بخشی از میدان جنگ نیز افزایش مییابد.
به همین دلیل تداوم جنگ میتواند فشار بر امان را برای بازتعریف سطح همکاری نظامی با واشنگتن افزایش دهد.
در پایان باید افزود مسئله تیتین یک پایگاه نیست اهمیت حمله به تیتین را نباید صرفاً با تعداد موشکها یا میزان خسارت ساختمانهای پایگاه سنجید.
مسئله اصلی تغییر هندسه جنگ است.
در گذشته واشنگتن میتوانست تصور کند که میدان نبرد را میتوان تا حد زیادی از عمق راهبردی متحدان و زیرساختهای آمریکا جدا نگه داشت. اما گسترش دامنه حملات به نقاط مختلف منطقه این فرض را زیر سؤال میبرد.
اگر این روند ادامه پیدا کند منطقه از مجموعهای از جبهههای جداگانه به یک میدان عملیاتی پیوسته تبدیل خواهد شد میدانی که در آن فاصله جغرافیایی دیگر تضمینکننده امنیت پایگاههای آمریکا نیست.
از این منظر تیتین میتواند یک نقطه عطف در منطق معادله نظامی و جنگ باشد: انتقال جنگ از خط مقدم به عمق شبکه نظامی آمریکا.
و این دقیقاً همان جایی است که معادله بازدارندگی وارد مرحلهای جدید میشود:
دیگر سؤال فقط ایثن نیست که آمریکا کجا میتواند ایران را هدف قرار دهد سؤال جدید این است که ایران در پاسخ کدام بخش از شبکه منطقهای آمریکا را وارد میدان خواهد کرد.
