الوقت- درحالی که حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی به نقاط مختلف ایران طی هفت ماه گذشته، چهرهای عریان از خشونت و جنایت را به نمایش گذاشت و شمار زیادی از غیرنظامیان در این حملات به شهادت رسیده و یا زخمی شدند اما در این میان برخی شهرها از همان نخستین ساعات جنگ، طعم تلخ جنایتهای دشمنان را چشیدند. شهرهایی که ماهها پس از پایان حملات نیز همچنان نشانههای آسیب را بر پیکر خود دارند و هر گوشه از آنها روایتی از وحشیگری متجاوزان را بازگو میکند.
«لامرد» در استان فارس یکی از همین شهرهاست که در نهم اسفند سال گذشته هدف موشکهای پیشرفته آمریکایی قرار گرفت و برخلاف ادعاهای واشینگتن، غیرنظامیان تنها قربانی این جنایت هولناک بودند.
شدت و ابعاد این حمله به اندازهای بود که آثار آن حتی پس از گذشت ماهها همچنان به چشم میآید، آثاری که نه تنها از ویرانیهای برجایمانده حکایت دارد بلکه سندی زنده از آن چیزی است که بر این شهر و مردمش گذشته است. اهمیت این حمله چنان بود که مقامات سیاسی ایران نیز شخصاً در محل حاضر شدند تا از نزدیک آثار ویرانگر حملات دشمن را مشاهده کنند.
در این میان، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه روز شنبه (21 شهریور) با حضور در بین مردم لامرد با اشاره به حمله موشکی آمریکا به این شهر گفت:هدف این حمله، قربانی گرفتن از غیرنظامیان بود و اماکن غیرنظامی از جمله مدارس و ورزشگاهها هدف قرار گرفتند.

بقایی با بیان اینکه حمله ساعت ۱۷:۱۲ روز نهم اسفند انجام شد، گفت:با توجه به زمان و شیوه انتخاب هدف، این احتمال وجود دارد که هدف از این اقدام، وارد کردن بیشترین میزان تلفات در میان مردم بود و اگر مدارس در آن زمان دایر بودند تعداد شهدا و مجروحان این حمله میتوانست چندین برابر باشد.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به فاصله نزدیک نقاط اصابت موشکها از یکدیگر گفت:«در شعاع ۵۰۰ متری چهار محل پرتاب و اصابت وجود دارد اما هیچیک از اهداف، ماهیت نظامی نداشتهاند. مدرسه، ورزشگاه دخترانه و ورزشگاه پسرانه در میان اهداف این حمله قرار داشتهاند و همین موضوع ابعاد جنایت صورت گرفته را روشنتر میکند».
حمله به لامرد مصداق جنایت جنگی
آمریکا در چند دهه پس از جنگ جهانی دوم بارها با حمله به کشورهای دیگر نسل جدید تسلیحات خود را در میدانهای واقعی جنگ آزموده است، اقدامی که در جنگ اخیر علیه ایران نیز تکرار شده و برخی از پیشرفتهترین تسلیحات آمریکایی در این درگیری بکار گرفته شدهاند.
در همین رابطه، سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به اظهارات مقامات آمریکایی درباره این حمله تاکید کرد:آمریکا به صراحت مسئولیت این اقدام را پذیرفته و حتی اعلام کرده که برای نخستین بار از این نوع موشک برای ارزیابی میزان تخریب استفاده کرده است. بقایی همچنین اظهار کرد:«در موارد مشابه نیز تلاشهایی برای ارائه روایتهای متفاوت از حملات صورت گرفته و حتی مسئولیت برخی اقدامات علیه ایران به فناوری هوش مصنوعی نسبت داده شده اما ماهیت این اقدامات از منظر حقوق بشردوستانه قابل چشمپوشی نیست».
شایان ذکر است که در روز اول جنگ چندین موشک آمریکایی به سالن ورزشی شهید نعیمی و مناطق مسکونی اطراف آن در لامرد اصابت کرد. اهمیت ماجرا زمانی بیشتر شد که بررسیهای مستقل درباره نوع سلاح مورد استفاده به سمت موشک آمریکایی PrSM رفت.
موشک جدید آمریکاییها که بر روی مردم لامرد تست شد توسط شرکت «لاکهید مارتین» ساخته شده و در زمان حمله نیز هر کدام 180 هزار ترکش به سوی مردم شهر پخش کرد، مجروحین و شهدای زیادی به جا گذاشت.

در این جنایت هولناک 21 نفر شهید و بیش از 100 نفر دیگر نیز بر اثر اصابت ترکش موشکها زخمی شدهاند و هنوز با گذشت بیش از 6 ماه از آن جنایت، چندین دختر و پسر لامردی به همراه خانوادههایشان با معلولیت و درد و رنج شدید ناشی از این زخمها دست و پنجه نرم میکنند. تعدادی از ساچمههای تنگستن موشکهای PrSM نیز همچنان در تن و بدن برخی از کودکان جا مانده است.
این موشک برای انفجار در ارتفاع و پخش کردن حجم زیادی از ترکشهای فلزی طراحی شده است و بررسی Airwars نشان داد که در لامرد آثار مرگبار انفجارها تا حدود ۵۰ متر از محل انفجار مشاهده شده و آثار تخریب نیز تا حدود ۱۷۰ متر امتداد داشته است. تصاویر پس از حمله، آثار متعدد برخورد ترکشها را بر ساختمانها، خودروها و خیابانهای اطراف نشان میدهد.
هر چند مقامات واشینگتن استفاده از موشکهای PrSM در ایران را تأیید کرده ولی اصابت آن به لامرد را رد کردهاند اما شش کارشناس تسلیحات که با آسوشیتدپرس گفتگو کردهاند، بر اساس شواهد موجود، استفاده از این موشک را محتمل دانسته و گفتهاند الگوی تخریب با این سلاح سازگاری دارد.
ثبت جنایت در لامرد
سخنگوی وزارت خارجه در ادامه سخنرانی خود هدف از حضور خود در مناطق آسیب دیده لامرد را کمک به ثبت ابعاد این حادثه عنوان کرد و گفت:باید این جنایت برای ایرانیان، نسلهای آینده و افکارعمومی جهان ثبت شود تا مشخص باشد آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونه تلاش کردند با ایجاد ترس و ارعاب، مردم ایران را به زانو درآورند.
بقائی تاکید کرد:«اقدامی که در لامرد انجام شده، هم از منظر استفاده از سلاح ممنوعه و هم به دلیل انتخاب غیرنظامیان به عنوان هدف و کشتار مردم، مصداق جنایت جنگی است».

هرچند کنوانسیونهای ژنو و حقوق بشردوستانه بینالمللی استفاده از سلاحهایی مانند بمبهای خوشهای را که موجب «آسیب زائد یا رنج غیرضروری» شوند را ممنوع اعلام کرده اما آنچه در حمله به لامرد رخ داد، بار دیگر پرسشهای جدی درباره پایبندی آمریکا به این اصول ایجاد کرده است، حملهای که در کنار دیگر اقدامات نظامی واشینگتن در منطقه نمیتوان به سادگی از کنار آثار انسانی و تبعات آن گذشت.
سخنگوی وزارت خارجه در ادامه سخنان خود با مردم لامرد دست به نمادسازی زد و ساچمههای سه گرمی و توپهای والیبال را در دست گرفت و به رسانهها نشان داد تا سند مظلومیت و معصومیت ملت ایران را به جهانیان نشان دهد.
بقائی همچنین از زجر و درد و سختی مردم و خانواده شهدا و مجروحان و البته از آوینای ۲ ساله سخن گفت و این کودک مظلوم شهید را نه فقط یک کودک بلکه نماد و سند مظلومیت این فاجعه دردناک و غمبار خواند.
در این دیدار، خانواده شهدا و زخمیهای این جنایت بر ضرورت پیگیری قاطعانه پرونده جنایت لامرد و روایتگری و بازتاب گسترده و در سطح جهانی این جنایت جنگی تاکید کردند و بقایی نیز همگام با مردم لامرد از رسانههای داخلی و خارجی خواست که این حقیقت تلخ و دردناک را با تمامی ابعاد آن به گوش جهانیان برسانند.
بقایی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره پیشنهاد ثبت ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به عنوان «روز جهانی مبارزه با تسلیحات نامتعارف» اظهار داشت:«وزارت خارجه از هر ابتکاری که بتواند یاد و خاطره شهدای لامرد را زنده نگه دارد و توجه افکارعمومی جهان را به پیامدهای استفاده از سلاحهای ممنوعه جلب کند حمایت خواهد کرد».
این روایتها و تصاویر، لامرد را از یک خبر در میان انبوه تحولات جنگ فراتر میبرد و آن را به روایتی زنده از هزینه انسانی جنگ تبدیل میکند که نشان میدهد پشت هر حمله و هر عدد از آمار قربانیان، انسانهایی قرار دارند که آثار این جنایت را سالها با خود به دوش خواهند کشید.
سکوت جامعه بینالملل
درحالی که سازمان ملل و برخی نهادهای مدعی دفاع از حقوق بشر، کوچکترین اقدام خشونتآمیز علیه غیرنظامیان در کشورهای غربی را با صدایی بلند محکوم کرده و عاملان آن را در زمره تروریستها قرار میدهند ولی در برابر جنایتهایی که قدرتهای غربی علیه ملتهای دیگر مرتکب میشوند، سکوتی مرگبار اختیار میکنند.
این دوگانگی زمانی آشکارتر میشود که پای آمریکا و رژیم صهیونیستی در میان باشد، جنایتهایی که در بسیاری موارد با واکنش جدی و بازدارندهای از سوی جامعه جهانی مواجه نمیشوند. حمله آمریکا به لامرد نیز مصداق عینی از همین استاندارد دوگانه است که با وجود برجای ماندن آثار حمله و آسیب دیدن اهداف غیرنظامی، صدای اعتراضی از سوی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری شنیده نشد.
حتی آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل که مسئولیت برقراری صلح و امنیت جهانی را برعهده دارد، در نخستین روز جنگ به جای محکوم کردن این جنایتها تنها به این اظهارنظر بسنده کرد که حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی مغایر با منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل است و نسبت به پیامدهای انسانی آن هشدار داد.
با این حال، سکوت مرگبار جهانی نه تنها عاملان این جنایتها را تبرئه نمیکند بلکه این پیام خطرناک را مخابره میکند که قدرتهای بزرگ میتوانند بدون نگرانی از پیامدهای حقوقی و بینالمللی به اقدامات خود ادامه دهند، وضعیتی که در نهایت، اعتبار سازوکارهای جهانی حقوق بشر را بیش از پیش زیر سؤال میبرد.
آنچه امروز در غزه، پس از گذشت سه سال جنایت و ویرانی در برابر چشم جهانیان جریان دارد، نتیجه سکوت و ناتوانی جامعه بینالمللی در متوقف کردن جنایتهای رژیم صهیونیستی است، سکوتی که در دیگر نقاط جهان نیز به اشکال مختلف تکرار شده و راه را برای تداوم نسلکشی توسط قدرتهای بزرگ هموار کرده است.
با وجود سکوت نهادهای سیاسی و حقوق بشری در برابر جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اما افکارعمومی جهان امروز بیش از هر زمان دیگری هشیارتر و آگاهتر شده و جنایت قدرتها علیه ملتهای مظلوم و ستمدیده را با دقت دنبال میکند. از اینرو، تلاش سردمداران واشینگتن و تلآویو برای توجیه جنایتهای خود و فرار از زیر بار مسئولیت، دیگر به آسانی گذشته افکارعمومی جهان را فریب نمیدهد.
محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی طی سالهای اخیر نشان داده که افکار عمومی تا حد زیادی خلأ ناشی از سکوت سازمان ملل و نهادهای مدعی حقوق بشر را پر کرده و واقعیتهایی را که برخی دولتها و رسانههای وابسته تلاش میکنند وارونه جلوه دهند، مستقیم و بیواسطه به جهانیان منتقل میکند.
در مجموع، میتوان گفت که «لامرد» اکنون دیگر تنها نام شهری آسیب دیده نیست بلکه نمادی است از جنایت آفرینی های جدید شیطان بزرگ، جایی که زخمهای مردم و ویرانههای شهر پرده از فاصله عمیق میان شعارهای حقوق بشری و واقعیت بیرحم سیاست جهانی برمیدارد.
