الوقت- در حالی که رویکرد جدید انصارالله یمن در قبال سیاستهای تخاصمی عربستان سعودی به سالها وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در شبهجزیره پایان داده و اعمال محاصره دریایی، همزمان با هدف قرار دادن خطوط کشتیرانی، مسیرهای انتقال نفت و شبکه فرودگاههای عربستان، سران سعودی را برای یافتن راه برونرفت از این مخمصه با چالشهای جدی مواجه کرده است، متحدان ریاض یکی پس از دیگری یا از ورود به باتلاق یمن طفره میروند یا حمایتهایشان را در حد شعار نگه میدارند. همین مسئله، بنسلمان را به سمت جستوجوی متحدان جدید میدانی سوق داده و او را به استفاده از ظرفیت تروریستهای حاکم بر سوریه امیدوار کرده است. سعودیها که با بودجه نظامی سالانه بیش از ۸۰ میلیارد دلار و برخورداری از پیشرفتهترین تجهیزات و ادوات نظامی غربی و شرقی، در برابر قدرت نظامی انصارالله با دشواری دستیابی به پیروزی مواجهاند، امیدوارند با بهرهگیری از نیروهای نیابتی و مزدور، معادله میدان را به سود خود تغییر دهند.
این گمانهزنی بهویژه پس از سفر غیرمنتظره و ناگهانی ابومحمد الجولانی، معروف به احمد الشرع و رئیس دولت موقت سوریه، به ریاض و استقبال گرم مقامهای بلندپایه سعودی از او تقویت شده است. سفری که در ظاهر با محوریت روابط دوجانبه و همکاریهای اقتصادی انجام شد، اما همزمانی آن با تشدید درگیریها در یمن و انتشار گزارشهایی درباره مذاکرات نظامی ریاض و دمشق، پرسشهایی جدی درباره اهداف پشت پرده این دیدار ایجاد کرده است: آیا عربستان درصدد است با استفاده از نیروهای وابسته به حاکمیت جدید سوریه، جبهه تازهای علیه انصارالله بگشاید و بخشی از هزینههای جنگ را به بازیگران دیگر منتقل کند؟
سفر غیرمنتظره جولانی و گمانهزنی درباره مأموریت یمنی
احمد الشرع معروف به جولانی، در پنجمین سفر غیرمنتظره خود از زمان تصدی ریاست دولت موقت سوریه، راهی عربستان سعودی شد و با محمد بنسلمان، ولیعهد این کشور، دیدار کرد. جزئیات دقیقی از مذاکرات دو طرف منتشر نشده است و اطلاعرسانی رسمی دمشق نیز عمدتاً به اصل سفر و همراهی اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، محدود ماند. با این حال، حضور مقامهای ارشد سعودی در جریان این سفر و همراهی جولانی هنگام خروج از فرودگاه بینالمللی ملک خالد، از سطح توجه ریاض به این دیدار حکایت داشت.
خبرگزاری رسمی عربستان گزارش داد که در این دیدار، با حضور خالد بنسلمان، وزیر دفاع، فیصل بنفرحان، وزیر امور خارجه و شماری دیگر از مقامهای سعودی، چشمانداز روابط دوجانبه، زمینههای همکاری و فرصتهای توسعه مناسبات در حوزههای مختلف بررسی شده است. با وجود این، نبود جزئیات درباره محتوای مذاکرات، بهویژه در حوزه امنیتی و نظامی، زمینه را برای طرح گمانهزنیها درباره اهداف دیگر این سفر فراهم کرد.
روزنامه لبنانی «الاخبار» با اشاره به این دیدار، از احتمال تلاش ریاض برای تعیین تکلیف نقش جولانی در درگیریهای جاری یمن سخن گفته است؛ درخواستی که بنا بر برخی گزارشهای پیشین، مقامهای سوری در مقطعی با آن مخالفت کرده بودند.
وبسایت خبری «ترکیه تودی» پیشتر به نقل از منابع سوری گزارش داده بود که دمشق درخواست ریاض برای اعزام جنگجویان سوری به یمن را نپذیرفته و بازسازی ارتش و پرهیز از ورود به جنگی تازه را از دلایل این تصمیم عنوان کرده است. مقامهای رسمی سوریه و عربستان این گزارشها را تأیید نکردهاند و وزارت دفاع سوریه نیز اعزام نیروهای نظامی این کشور به یمن را تکذیب کرده است.
با این حال، انتشار گزارشهای تازهتر درباره مذاکرات نظامی ریاض و دمشق نشان میدهد که موضوع استفاده از ظرفیت نظامی سوریه در جنگ یمن همچنان در کانون گمانهزنیها قرار دارد؛ موضوعی که در صورت تحقق میتواند سیاست اعلامی حاکمیت جدید سوریه مبنی بر پرهیز از مداخله در منازعات منطقهای را با آزمونی جدی مواجه کند.
گزارش اکسیوس از بررسی اعزام نیروهای سوری
با گذشت زمان گمانهزنیها بیش از پیش تقویت شد و یک روز پس از سفر جولانی به عربستان، وبسایت آمریکایی «اکسیوس» به نقل از مقامهای آمریکایی و سوری گزارش داد که دمشق در حال بررسی پیشنهاد مشارکت نظامی در حمایت از ریاض در جنگ یمن است. بر اساس این گزارش، سه مقام آمریکایی گفتهاند که عربستان و سوریه درباره اعزام نیروهای سوری به یمن برای مشارکت در عملیات زمینی علیه انصارالله گفتوگو کردهاند.
اکسیوس مدعی شد که جولانی این پیشنهاد را بهطور جدی بررسی میکند، اما هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است. همچنین، به نوشته این رسانه، دولت دونالد ترامپ از مذاکرات دو طرف اطلاع دارد و با اصل اعزام نیروهای سوری مخالفتی نشان نداده است؛ زیرا به ادعای این رسانه چنین اقدامی میتواند بدون نیاز به مداخله مستقیم نیروهای آمریکایی، ظرفیت عملیاتی ائتلاف تحت حمایت عربستان را افزایش دهد.
بر اساس اطلاعاتی که اکسیوس از یک منبع آگاه از مذاکرات نقل کرده، شمار نیروهای احتمالی برای اعزام به یمن ممکن است بین ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر باشد. این گزارش همچنین از لشکر ۹۰ مستقر در نزدیکی دمشق و لشکر ۸۴ در جنوب سوریه، در نزدیکی سویدا، بهعنوان یگانهای احتمالی برای مشارکت در این عملیات نام برده است. در این میان، درباره ترکیب لشکر ۸۴ نیز ادعا شده که هزاران تروریست خارجی در آن حضور دارند با هیئت تحریرالشام ارتباط داشتهاند.
البته این اطلاعات تاکنون بهصورت مستقل تأیید نشدهاند. با این حال، طرح ارقامی در این ابعاد نشان میدهد که در صورت جدی بودن پیشنهاد، موضوع صرفاً به اعزام محدود نیروهای مشورتی یا مستشاری خلاصه نمیشود، بلکه میتواند به مشارکت یک نیروی زمینی قابل توجه در جنگی منطقهای منجر شود.
چنین اقدامی برای حاکمیت جدید سوریه، که هنوز درگیر تثبیت ساختارهای نظامی و سیاسی خود است، هزینههای قابل توجهی به همراه خواهد داشت. ورود به جنگ یمن نهتنها منابع انسانی و نظامی این کشور را از روند بازسازی داخلی منحرف میکند، بلکه ممکن است دمشق را در معرض پیامدهای مستقیم رویارویی با انصارالله و حامیان منطقهای آن قرار دهد.
انکار رسمی دمشق؛ حمایت سیاسی یا مشارکت نظامی؟
در واکنش به گزارشهای منتشرشده، احمد موفق زیدان، مشاور رسانهای ریاستجمهوری سوریه، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد که امنیت عربستان و کشورهای خلیج فارس بخشی از امنیت سوریه محسوب میشود و دمشق در کنار مردم عربستان خواهد ایستاد. او در عین حال، گزارشهای مربوط به درخواست ریاض برای اعزام نیروهای سوری به عربستان یا یمن را بیاساس خواند و تأکید کرد که این ادعاها صحت ندارند.
یک دیپلمات سوری نیز در اظهارنظری درباره این موضوع، ضمن تأکید بر حمایت دمشق از عربستان، گفت اولویت اصلی دولت سوریه همچنان مسائل داخلی و بازسازی کشوری است که در جریان جنگ داخلی آسیبهای گستردهای متحمل شده است. به گفته او، هرگونه همکاری احتمالی با ریاض باید از مجاری رسمی و در چارچوب توافقهای دوجانبه انجام شود.
این مواضع نشان میدهد که دمشق، دستکم در سطح رسمی، میان حمایت سیاسی از عربستان و ورود مستقیم به جنگ یمن هنوز محتاطانه رفتار میکند و شاید مردد است. با این حال، همین تأکید بر روابط راهبردی با ریاض و ضرورت همکاریهای دوجانبه، امکان مذاکره درباره اشکال دیگری از همکاری امنیتی را منتفی نمیکند.
در واقع، مسئله اصلی این است که آیا اعلام حمایت از عربستان در همان سطح شعار باقی خواهد ماند یا فشارهای اقتصادی، نیاز به تثبیت جایگاه منطقهای و ملاحظات مربوط به رابطه با محمد بنسلمان، دولت جدید سوریه را به سمت مشارکت نظامی سوق خواهد داد؟
دلارهای سعودی و محاسبات امنیتی جولانی
یکی از مهمترین متغیرها در روابط ریاض و دمشق، وابستگی روند بازسازی سوریه به منابع مالی خارجی است. دولت جدید سوریه در شرایطی زمام امور را در دست گرفته که اقتصاد این کشور پس از سالها جنگ، تخریب زیرساختها، کاهش ظرفیت تولید و محدودیت منابع مالی با مشکلات گستردهای روبهرو است. اخیراً شهرهای مختلف سوریه به واسطه گران شدن نرخ سوخت بار دیگر شاهد اعتراضات گسترده خیابانی بود و این در حالی است که هیچیک از وعدههای حکومت جدید درباره تأثیرات رفع تحریمها و نزدیکی به محور عربی- غربی برای بهبود اوضاع اقتصادی و معیشتی و پیشبرد روند بازسازی محقق نشده است. در چنین وضعیتی، وعدههای احتمالی جدید عربستان سعودی برای اعطای کمکهای مالی میتواند مشوق مهمی برای جولانی و هم قطارانش برای پذیرش ریسک شروع ماجراجویی در یمن باشد.
ریاض نیز در ماههای گذشته تلاش کرده است از کمکهای اضطراری فراتر برود و همکاری با سوریه را به سمت سرمایهگذاریهای بلندمدت سوق دهد. در همین چارچوب، دو طرف از امضای ۴۷ قرارداد و تفاهمنامه به ارزش تقریبی ۲۴ میلیارد ریال سعودی، معادل حدود ۶.۴ میلیارد دلار، در حوزههایی نظیر انرژی، مخابرات، صنعت، زیرساخت و املاک و مستغلات خبر دادهاند.
این حجم از همکاری اقتصادی، روابط دو طرف را از سطح مناسبات دیپلماتیک معمول فراتر میبرد و برای حاکمیت جدید سوریه، که به دنبال جذب سرمایه و تثبیت موقعیت خود است، اهمیت زیادی دارد. در مقابل، عربستان نیز با گسترش نفوذ اقتصادی خود میتواند در تصمیمگیریهای سیاسی و امنیتی دمشق جایگاه پررنگتری پیدا کند.
از سوی دیگر، بنسلمان در سالهای گذشته برای کمک به ایجاد پل ارتباطی میان ترامپ و دیگر سران غربی با جولانی و ایجاد اعتبار منطقهای و بینالمللی برای او تلاش کرده است. میانجیگری او برای فراهم شدن نخستین دیدار جولانی و دونالد ترامپ در مه ۲۰۲۵، بنا بر گزارشهای منتشرشده، بخشی از این روند بود.
در چنین شرایطی، جولانی با یک انتخاب دشوار مواجه است: بهرهگیری از حمایت مالی و سیاسی ریاض برای تثبیت حاکمیت و بازسازی کشور با پذیرش سطحی از همکاری امنیتی که ممکن است در کوتاهمدت روابط با عربستان را تقویت کند، اما هزینههای نظامی و سیاسی برای پایههای متزلزل حکومتاش به همراه داشته باشد.
ارتش ناتمام سوریه و خطر گسترش جنگ
یکی از موانع مهم در مسیر مشارکت نظامی دمشق در یمن، وضعیت ارتش سوریه است. حاکمیت جدید پس از سقوط دولت بشار اسد با چالش ادغام گروههای مسلح مختلف در ساختار نظامی واحد روبهرو بوده است؛ گروههایی که از نظر سابقه عملیاتی، وابستگیهای سیاسی، ساختار فرماندهی و گرایشهای ایدئولوژیک تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند.
در میان این نیروها، گروههایی با پیشینه تفکرات تکفیری و همچنین تروریستهای خارجی حضور داشتهاند. تبدیل چنین مجموعهای به ارتشی منسجم و تحت فرماندهی مرکزی، فرایندی پیچیده است که علاوه بر سازماندهی نظامی، به حل اختلافات داخلی و ایجاد سازوکارهای پایدار فرماندهی و کنترل نیاز دارد.
در چنین شرایطی، اعزام هزاران نیروی نظامی به جبههای خارج از مرزهای سوریه میتواند بر روند بازسازی ارتش تأثیر بگذارد. افزون بر این، حضور نیروهای سوری در جنگ یمن ممکن است به بازتولید شکافهای ایدئولوژیک و مذهبی در قالب یک رویارویی منطقهای منجر شود؛ بهویژه اگر این مشارکت در تبلیغات طرفهای درگیر بهعنوان تقابل مذهبی با انصارالله معرفی شود.
انصارالله از نظر مذهبی پیرو مذهب زیدی است و در سالهای گذشته توانسته است با اتکا به ساختارهای نظامی و سیاسی خود، در برابر ائتلاف تحت رهبری عربستان مقاومت کند. ورود نیروهایی با پیشینه تکفیری به این میدان، در صورت همراه شدن با ادبیات فرقهگرایانه، میتواند بُعد مذهبی درگیری را برجستهتر کند و دامنه تنشهای منطقهای را افزایش دهد.
چنین سناریویی برای دمشق نیز بدون هزینه نخواهد بود. دولت جدید سوریه همچنان باید روابط خود را با اقلیتهای مذهبی و قومی مدیریت کند و از تشدید تنشهای داخلی جلوگیری به عمل آورد. مشارکت در جنگی که امکان دارد در چارچوب تقابل مذهبی بازنمایی شود، میتواند تلاشهای این دولت برای ایجاد ثبات داخلی را با دشواری بیشتری مواجه کند.
علاوه بر این، ورود به جنگ یمن با رویکرد اعلامی دمشق مبنی بر تمرکز بر بازسازی داخلی و پرهیز از مداخله در منازعات منطقهای در تعارض قرار میگیرد. حاکمیت جدید سوریه پیشتر نیز درخواستهایی برای مداخله در منازعات منطقهای، از جمله درگیریهای مرتبط با حزبالله در لبنان، را نپذیرفته بود. بنابراین، تصمیم احتمالی درباره یمن میتواند نشانه تغییر در اولویتهای امنیتی دمشق باشد؛ تغییری که باید آن را در چارچوب نیازهای اقتصادی، مناسبات با ریاض و ملاحظات مربوط به مشروعیت منطقهای این دولت بررسی کرد.
ترکیه؛ حلقه واسط در انتقال جنگجویان؟
در کنار عربستان و سوریه، نقش ترکیه نیز در بررسی سناریوی احتمالی اعزام نیرو به یمن قابل توجه است. در سالهای گذشته، گزارشهای متعددی درباره انتقال تروریستهای سوری به جبهههای مختلف خارج از این کشور منتشر شده است؛ از جمله درگیریهای لیبی و جنگ قرهباغ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان. همچنین گزارشهایی درباره حضور نیروهای سوری در ارتباط با جنگ اوکراین منتشر شده بود.
در همین زمینه، منابع اطلاعاتی در صنعا در گفتوگو با روزنامه الاخبار مدعی شدهاند که انصارالله به اطلاعاتی دست یافته است که از انتقال صدها عنصر مسلح از سوریه به یمن با کمک ترکیه حکایت دارد. در صورت صحت چنین گزارشهایی، نقش شبکههای انتقال نیرو و هماهنگی میان بازیگران منطقهای میتواند به یکی از ابعاد مهم تحولات یمن تبدیل شود. ترکیه از روابط سیاسی و امنیتی با حاکمیت جدید سوریه برخوردار است و عربستان نیز در تلاش است همکاریهای خود با دمشق را گسترش دهد. تقاطع این مناسبات ممکن است زمینه طرح گزینههای نظامی تازهای را فراهم کند؛ هرچند میان وجود ظرفیت برای چنین همکاریای و اتخاذ تصمیم قطعی برای اجرای آن باید تفاوت قائل شد.
عربستان سعودی و مخمصه یمن
تحرکات اخیر ریاض در قبال دمشق را باید در بستر دشواریهای عربستان برای تغییر معادله جنگ یمن بررسی کرد. ریاض در سالهای گذشته برای پیشبرد اهداف نظامی خود به حمایت قدرتهای خارجی و مجموعهای از نیروهای محلی متکی بوده است. با این حال، گسترش دامنه درگیریها و تشدید رویارویی با انصارالله، بار دیگر مسئله میزان آمادگی متحدان عربستان برای ورود مستقیم به جنگ را در مرکز توجه قرار داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، ریاض از ایالات متحده خواسته است در زمینه مقابله با انصارالله حمایت بیشتری ارائه کند، اما واشنگتن از ورود مستقیم نیروهای زمینی خود به این درگیری خودداری کرده است. عربستان همچنین در پی جلب حمایت کشورهای اروپایی و مهمتر از همه، فعالسازی بند دفاع مشترک در توافق سه جانبه مکه با پاکستان و ترکیه بوده است که در هیچکدام توفیق چندانی کسب نکرده است.
در چنین شرایطی، مسئله اساسی برای عربستان این است که آیا ورود نیروهای سوری میتواند ضعفهای عملیاتی نیروهای همسو با ریاض را جبران کند یا صرفاً جغرافیای درگیری و شمار بازیگران حاضر در آن را گسترش خواهد داد. تجربه سالهای گذشته در یمن نشان داده است که برتری تسلیحاتی و برخورداری از حمایت خارجی، بهتنهایی تضمینی برای دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی نیست.
در مقابل، ورود بازیگران تازه به جنگ میتواند هزینههای انسانی و لجستیکی را افزایش دهد و زمینه واکنشهای متقابل را فراهم کند. اعزام احتمالی نیروهای سوری، در صورت تحقق، به معنای ورود دمشق به منازعهای خواهد بود که پیامدهای آن میتواند فراتر از میدان نبرد یمن امتداد یابد.
