الوقت- آمریکا که به وسطه ناکامی در جریان جنگ ۴۰ روزه از چند ماه پیش به راهبرد محاصره و فشار اقتصادی روی آورده، در دور حدید این راهبرد اکنون در تلاش است دامنه محاصره را به مناطق شمالی کشور نیز گسترش دهد.
در این رابطه فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) روز گذشته از تشکیل یک کارگروه ویژه با عنوان «دروازه آهنین» خبر داد، اقدامی که نشان میدهد واشینگتن قصد دارد دامنه فشارهای خود علیه تهران را از مسیرهای دریایی فراتر ببرد و مرزهای زمینی و دریای خزر را نیز در کانون اقدامات جدید خود قرار دهد.
این کارگروه با حضور نیروهای نظامی و غیرنظامی آمریکا فعالیت خواهد کرد و مأموریت اصلی آن هماهنگی با سایر نهادهای دولتی برای جلوگیری از انتقال تسلیحات پیشرفته، فناوریهای دارای کاربرد دوگانه و اقلام تحریم شده از مسیرهای زمینی ایران و دریای خزر عنوان شده است.
بیانیه سنتکام میگوید ۲۰ نفر پرسنل نظامی و غیرنظامی در این کارگروه مستقر هستند و مقر آن نیز در محل فرماندهی اصلی سنتکام در تمپا ایالت فلوریدای آمریکا قرار دارد. بر اساس این بیانیه، کارگروه دروازه آهنین وظیفه هماهنگی میان بخشهای مختلف دولت آمریکا برای انجام این ماموریت را برعهده دارد.
محدودیتهای واشینگتن در شمال
با وجود فضاسازیهای تبلیغاتی مقامات واشینگتن، اجرای این سناریو با چالشها و محدودیتهای متعددی روبهرو است.
واشینگتن برای اجرایی کردن تحریمهای جدید به همکاری برخی کشورها نیاز دارد و روی همراهی روسیه نیز حساب باز کرده است. با این حال، مسکو به دلیل روابط نزدیک با تهران، نه در محاصره دریایی جنوب ایران و نه در محدودیتهای هوایی و زمینی پیشین با آمریکا همراهی نکرده است. از اینرو، بعید است روسیه در این مرحله نیز به خواسته واشینگتن تن دهد و در کارزار اقتصادی علیه ایران مشارکت کند. بهویژه آنکه مسیر خزر بخشی از کریدور راهبردی شمال-جنوب است که روسیه منافع تجاری قابلتوجهی در آن دارد.
آذربایجان و ترکمنستان هم به دلیل همجواری با دریای خرز میتوانند در لیست مشارکت کنندگان در این محاصره زمینی باشند ولی آنها نیز به دلیل حسن همسایگی حاضر نمیشوند در این کارزار وارد شوند. زیرا تهران بارها نسبت به عواقب همکاری با سیاستهای واشینگتن به کشورهای منطقه هشدار داده است.
از آنجا که ایران به عنوان حلقه اتصال آسیای مرکزی و قفقاز درروند تجارت زمینی نقش محوری دارد، لذا باکو و عشق آباد به خاطر منافع اقتصادی خود وارد بازی خطرناک واشینگتن نمیشوند زیرا در این صورت تعاملات بین دو سوی دریای خزر نیز از بین خواهد رفت.
اتکا به توان نظامی
با توجه به عدم همراهی کشورهای حاشیه دریای خزر با سیاست محاصره، واشینگتن برای پیشبرد این برنامه دشوار تنها دو گزینه پیشرو دارد.
یکی از گزینههای واشینگتن برای پیشبرد این طرح، استفاده از خاک ترکیه و اوکراین است. در مورد ترکیه میتوان گفت که به دلیل همسایگی با ایران و نگرانی از پیامدهای سیاسی و امنیتی تشدید تنشها حاضر نمیشود در چنین اقدامی مشارکت کند و یا خاک خود را در اختیار آمریکا برای حمله به کشتیهای ایرانی در خزر قرار دهد. آنکارا پیشتر نیز در جریان محدودیتهای هوایی و زمینی علیه ایران با سیاستهای واشینگتن همراهی نکرد.
از اینرو، واشینگتن ممکن است برای پیشبرد این سناریو به اوکراین به عنوان تنها گزینه در دسترس روی بیاورد، به این امید که کییف با حملات موشکی به کشتیهای تجاری ایران در دریای خزر، مسیر تجارت و مبادلات ایران را مختل کند. لازم به ذکر است که اوکراین سوم مردادماه یک کشتی ایرانی در خزر را هدف قرار داد اما در ادامه و در پی نگرانی از واکنش تهران ناچار به عذرخواهی شد.
با توجه به موضع قاطع ایران در برابر هرگونه تعرض به منافع ملی خود، دور از ذهن است که کییف بار دیگر خطر ورود به چنین تقابلی را بپذیرد. بهویژه آنکه اوکراین هماکنون درگیر جنگی فرسایشی با روسیه است و گشودن جبههای تازه با ایران میتواند هزینههای نظامی و سیاسی تازهای بر این کشور تحمیل کند.
با این حساب، آمریکا برای پیشبرد چنین سناریویی ناگزیر خواهد بود مستقیماً به توان نظامی خود اتکا کند. واشینگتن باید با استفاده از جنگندههای خود، کشتیهای تجاری ایران در دریای خزر را هدف قرار دهد، گزینهای که به دلیل نبود پایگاه نظامی آمریکا در نزدیکی این دریاچه، با دشواریهای عملیاتی و لجستیکی جدی همراه خواهد بود.
این در حالی است که هرگونه حمله مستقیم به شناورهای تجاری ایران عملاً به معنای آغاز دور تازهای از رویارویی نظامی با تهران خواهد بود.
جلوگیری از ارسال تسلیحات روسیه به ایران
اگرچه واشینگتن تلاش میکند اینگونه القا کند که طرح جدید از مدتها پیش در دستورکار قرار داشت اما به نظر میرسد مطرح شدن این ابتکار با سفر مهم سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به مسکو بیارتباط نباشد.
اهمیت این سفر زمانی بیشتر میشود که رسانههای آمریکایی مدعی شدهاند یکی از محورهای مذاکره مربوط به تحویل سامانه پدافندی اس ۴۰۰ بوده و همچنین به گفته این رسانهها ۹۰ لانچرهای پیشرفته نیز به ایران تحویل شده است. در صورت صحت این گزارشها، استقرار و عملیاتی شدن سامانه اس ۴۰۰ میتواند توان دفاع هوایی ایران را در برابر جنگندههای پیشرفته آمریکا و رژیم صهیونیستی به شکل قابلتوجهی تقویت کند.
از سوی دیگر، به نوشته رسانههای آمریکایی، پرتابگرهای مورد بحث برای استفاده از موشک هدایت شونده سبک چندمنظوره روسیه موسوم به LMUR یا Izdeliye 305، طراحی شدهاند، موشکی دقیق که قابلیت هدف قرار دادن اهداف متحرک را نیز دارد.
با وجود انتشار این گزارشهای غیررسمی اما ایران به پرتابگرهایی روسی نیازی ندارد و در صنعت ساخت و پرتاب موشک به خودکفایی کامل رسیده است با تکیه بر توانمندیهای بومی، صدها نمونه از این تجهیزات را تولید و در شهرهای موشکی خود ذخیره کرده است. از این منظر، میتوان احتمال داد که همکاری احتمالی مسکو در زمینه تحویل تجهیزات پیشرفته پدافندی، بیش از آنکه به تأمین پرتابگرهای موشکی مربوط باشد با هدف تقویت توان دفاعی ایران در برابر حملات احتمالی آمریکا بهویژه به تاسیسات کوه کلنگ ارتباط داشته باشد.
بنابراین، واشینگتن بر محاصره دریای خزر به عنوان مسیر اتصال ایران به روسیه متمرکز شده تا با کنترل این آبراه راهبردی، مانع از انتقال احتمالی تسلیحات روسیه به ایران از طریق کشتیها شود. اعلام جلوگیری از ارسال تسلیحات به عنوان یکی از اهداف طرح جدید نیز این فرضیه را تقویت میکند.
با در نظر گرفتن مجموعه موارد یادشده، واشینگتن درصدد است با اجرای ابتکار جدید «دروازه آهنین» حلقه محاصره بر ایران را تنگتر کند، به این امید که بتواند اقتصاد آن را فلج کرده و تهران را به تسلیم وادارد.
با این حال، تجربه چند ماه محاصره در تنگه هرمز نشان میدهد که چنین سناریوهایی لزوماً به نتیجه مطلوب واشینگتن منتهی نخواهند شد. همانگونه که ایران در خلیج فارس با وجود حضور ناوهای جنگی آمریکا توانسته نفت و دیگر کالاهای تجاری خود را صادر کند و از این طریق درآمد کسب کند، در دریای خزر نیز که از آزادی عمل بیشتری برخوردار است میتواند به دور زدن تحریمها ادامه دهد.
